
یکی از مهمترین نیازهای زندگی ایجاد ارتباط با سایر انسان ها و همنشینی با دیگران است. برای اینکه به این نیاز خوب پاسخ داده شود، باید دوستانی از افراد نیک داشته باشیم.
دوستان ما میتوانند روی تفکر و احساسی که در مورد خودمان داریم تاثیر بگذارند. اینکه دوستان شما در مورد شما چه فکری میکنند و چگونه به شما واکنش نشان خواهند داد تاثیر عمیقی روی ادراکهای شما از خودتان دارد.
برای مثال، اگر کسی همسرش را بهمانند یک فرد مهربانی که خودتان خواهانش هستید تصور کند، این تصور تاثیر مثبتی روی رابطه شما خواهد گذشت، چون این تصور باعث میشود در دستیابی به ایده آل خود تلاش بیشتری کنید.
علاوه بر این، دوستان نزدیک شما نیز میتوانند تاثیر مشابهی روی شما داشته باشند. باوجوداین، اگر رفتاری که دوستان شما در قبال شما دارند باب میلتان نباشد، با تاثیر منفی این دوستان در دستیابی به ایده آل خود مواجه خواهید شد. بنابراین، همواره این را در ذهن خود داشته باشید که باید دوستان خود را عاقلانه انتخاب کنید.
دوستان میتوانند روی سلیقههای شخصی و سبک زندگی یکدیگر تاثیر بگذارند. زمانی که دوستان لباسهای خود را به یکدیگر قرض میدهند یا آهنگهایی را بین خود ردوبدل میکنند، این امکان وجود دارد که علایق آنها شبیه به هم شود. این تاثیر میتواند نسبتا ناچیز باشد، اما میتواند تاثیر چشمگیرتری نیز داشته باشد.
برای مثال، میتواند روی نحوه خرج کردن پول شما همچون صرف پول بیشتر برای تعطیلات و پسازانداز کردن پول برای یک روز بارانی تاثیر داشته باشد. علاوه بر این، میتواند روی نحوه گذراندن وقت شما همچون انتخاب انجام کارهای نیکوکارانه به جای گذراندن وقت خود در یک کافه تاثیر داشته باشد. علاوه بر این، دوستان میتوانند سبک زندگی یکدیگر همچون عادتهای غذایی و نحوه الویت بندی تمرینها را تحت تاثیر قرار دهند. این نوع از تصمیمهای مرتبط باسلیقههای شخصی و سبک زندگی که تحت تاثیر دوستان هستند میتوانند بهطور مستقیم سلامتی و شادی شما را تحت تاثیر قرار دهند.
دوستان ما بخش مهمی از شخصیت ما را می آفرینند. شخصیت ما از روی دوستان ما می شود گمان زد.
چرا دوستان می توانند چنین نقشی ایفا کنند؟
سه دلیل اصلی دارد:
زندگی اجتماعی توام با پاره ای از ترسها و سرکوب ها و ملاحظات است که یک صورتک را بر ما الزام می کند که این صورتک گاهی کشیدنش طاقت فرسا است . دوست حریم امن است مثل خانه انسان است وقتی به کسی اطمینان می ورزیم و معتمد ماست رفته رفته این ترس ها و نقابها فرو می ریزد و خویشتن واقعی ماآشکار می شود و او مثل آینه در برابر ما ایستاده.
بنابراین به این معنا مهمترین نقش دوست این نیست که به شما بگوید عیب تو این است ، مهمترین نقش دوست این است که برای تو هست . و حریم امن برای تو فراهم می کند و تو در آن حریم عریان می شوی و در آینه وجود او می تابی و خودت را می بینی. و همین که معتمد و حامی است حق دوستی خودش را ادا کرده است.
چگونه این دوستی ایجاد کنیم ؟
دوستی تنها زمانی پیش می آید که ما احترامی عمیق برای حقوق ، نگرشها و احساسات دیگران قایل باشیم همانطور که برای خود قایلیم. باید دیگران را آنگونه که هستند پذیرا باشیم بی آنکه نیازها و انتظارات خود را به آنها تحمیل کنیم.
هر انسانی باید به داشتن دیدگاه خویش از جهان مجاز باشد. دوستی بازتاب احترام عمیق برای ارزش انسانهاست. دوستی به ما می گوید که دیگران تنها به این دلیل وجود ندارند که نیازهایمان را برآورند و زندگی ما را سرشار سازند. آنان نیز زندگی و نیازهایی دارند که باید تحقق یابند. در دوستی هر فرد حضور دیگری را تایید می کند و تمامیت او را تقویت می نماید. در رفتار هایش تلاش می کند نشان دهد که او را محترم می شمارد و تحسینش می کند.
در ضعف هیچ پیوندی پایه نمی گیرد. حجب، عدم اطمینان، ترس از خطر کردن، ما را از کنار هم بودن محروم می سازد. پیوندها به شجاعت ، به بیان و به تعهد نیازمندند. در روابط انسانی گریزی از مشکلات نیست. پیوندی که کامل و سراسر امن، شاد و محکم باشد وجود ندارد. به دلیل جوهره پیوند که همیشه دو یا چند نفر را شامل می شود همواره اختلافاتی وجود دارد. که برخی از این اختلافات در زمان حال غیر قابل حل اند، اما در طول زمان می توان برآنها فایق آمد. گروهی نیز برای همیشه حل ناشده باقی می مانند. برای رویارویی با آنچه از راه می رسد به شجاعت و درک ” این نیز بگذرد ” نیاز داریم. ما برای زیستن در کنار یکدیگر به شجاعت نیاز داریم. این در دست ماست که چگونه به پیوندها و دوستیهایمان فرصت شکوفا شدن ببخشیم.